دین

در سانسکریت و گاتها و دیگر بخشهاي اَوستا، مکرر کلمۀ
دئنا آمده است. دین در گاتها بهمعانی مختلف: کیش، خصایصِ
روحی، تشخّ صِ معنوي و وجدان بکار رفته است و در معناي اخیر،
دین یکی از قواي پنجگانۀ باطنِ انسان است. امّا در عربی، از ریشۀ
دیگر و مأخوذ از زبانهاي سامی است و تازیان این کلمه را معالواسطه
از زبانِ اَکَدي گرفتهاند و در زبانِ اخیر، کلماتِ دنو و دینو

به معناي قانون و حقِّ داوري است و دانو بهمعناي حکمکردن و
بهمعناي قاضی است. «دین» و «دیان» از آرامی واردِ زبانِ
عربی شدهاست

کلمۀ دین و مشتقّاتِ آن، 92 بار در قرآن بکار رفته است. قرآن
براي مواردِ مختلفی از این کلمه استفاده کرده است، امّا همۀ آنها
به نوعی، بهمعناي قانون هستند، مانندِ «مَالِکِ یَوْمِ الدِّ ینِ: «پادشاه و
مالکِ مقطعی ازآفرینش که در آن حدود و مقررات وضع میگردند».
بدهکاري را هم از آن جهت «دِین» میگویند که بین وام دهنده و
وامگیرنده قانون و شرطی گذاشته میشود