لغت اسلام

اسلام

کلمۀ اسلام از ریشۀ «سلم» است که اگر مصدرِ بابِ اِفعال

بخواهیم آن را تحتاللفظی ترجمه کنیم، سالم کردن و سلامتی
بخشیدن معنا میدهد، و چون مصدر است، لذا در بطنِ خود فاعل و
مفعول را دارد؛ یعنی این مفهوم را میرساند که مفعولی توسطِ فاعلی
سلامتی کسب میکند. ابوجعفر محمدبن حریر طبرى در کتابِ
جامعالبیان فى تفسیرالقرآن اینگونه بیان میکند: اسلم یعنی
داخلشدن در سلامتی»، مانندِ آنکه بگوییم: «أقحط القوم» به معناي
وارد شد در قحطی  و «اربعوا» به معناي  وارد شدند در ربیع  و این
چنین است «اسلموا» به معناي «داخل شدند در سلامتی

ابوعبداالله محمدبن عمر فخرالدین رازى در کتابِ مفاتیح الغیب
میگوید: «اسلام» در معناي لغوي عبارت است از «داخل شدن در
سلامتی». «اسلم» بهمعناي «داخل شدن در سلامتی» مانندِ  اسنی»
و اقحط  و  السلم  در اصل، بهمعناي «سلامتی» است